دوشنبه 10تیر92
سلام عشق من!عمر من! دلم برات یه ذره شده. این روزا که به معنای واقعی بلبل زبون شدی. روز شنبه به خاطر کنکور دانشگاه تعطیل بود و ما خونه بودیم. روز خوبی بود هر چند خیلی شیطنت می کردی. دخترم این روزا دیگه پوشک نمی پوشه و خودش میره رو لگنش و... دیگه خانوم شده. شب ساعت 8شب بابایی اومد تا بابایی اومد پریدی بغلش و با یه ژستی گفتی: بابایی! خسته نباشید. صبح تا الان کجا بودی؟ چرا دیر کردی؟ من و بابا زدیم زیر خنده. واقعاً شیرین زب...











